سرمحقق محمد آصف گلزاد

 

محقق ترمذی

 

سید برهان الدین محقق ترمذی معروف به سید سردان(کسی که اسرار را میدانست) در سال 561ق. تولد شد. او از سادات ترمذ بوده، هنگام جوانی به بلخ آمد و جزو حلقۀ ارادتمندان بهاء الدین محمد ملقب به سلطان العلماء(پدر مولانا) گردید. در این موقع، جلال‌الدین محمد کودک بوده، طبق دستور پدر، تحت تربیت سید مذکور قرار گرفت.

ترمذی پیش از مهاجر شدن خانوادۀ بهاء الدین محمد جانب روم، بلخ را ترک نموده؛ در شهر ترمذ منزوی شده بود(1) مگر در 629 ق. یکسال بعد از فوت سلطان العلماء وارد قونیه شد و به تربیت مولانا جلال الدین محمد، بار دیگر همت گماشت و کتاب معارف پدرش را هزار مرتبه بالایش گردان نمود.(2)

این استاد و مرشد مولانا، شاگردش را جهت اندوختن دانش و سلوک بیشتر تشویق به سفر کرد وجانب شام فرستاد؛ اما خود به قیصریه رفت و آنجا اقامت گزید. بعضاً به قونیه نیز آمده و از خانوادۀ مولانا، دیدار و وارسی میکرد. مولانا بعد از هفت سال مسافرت، در 637ق. آنگاهیکه سی وهفت سال داشت، از اقامت شام، حلب و دمشق، وارد قیصریه شده و همراه با استادش(محقق ترمذی) رهسپار قونیه گردیدند. چندی بعد، ترمذی دوباره عزم رفتن قیصریه نمود. هر چند مولانا کوشید تا از رفتنش مانع گردد؛ سید حاضر نشد در قونیه بیش از این درنگ نماید، زیرا خود میدانست که حضورش دیگر اینجا لزومی ندارد. مولانا را قانع ساخت و جانب قیصریه حرکت نمود. ترمذی مدت نه سال عمرش را (از 629- 638) در تربیت و ارشاد مولانا وقف نمود و حال وقال شاگرد و مریدش را تحت نظر داشت. وقتی سید برهان الدین محقق ترمذی وارد قیصریه شد؛ مریدان و شاگردان، دورش حلقه زدند. وی در این شهر درس میداد، وعظ و ارشاد میکرد. شاگردان و ارادتمندان، گفته هایش را به دل و جان می پذیرفتند و یادداشت مینمودند. مجموعه یی از مواعظ و ارشادات سید را در سال 687ق. جمع و تدوین کرده و «معارف سید برهان الدین محقق ترمذی» یا «مقالات برهان الدین» نام نهادند.

معارف یا مقالات ترمذی بر اسلوب« معارف سلطان العلماء» میباشد. اثرات معارف ترمذی را بر اثار مولوی به وضاحت مینگریم. در معارف مذکور، اشعاری نیز آمده است؛ اما دانسته نمیشود که این ابیات، مال خود سید است و یا از شعرای دیگر. آنچه در معارف مذکور مشخص گردیده، همانا ابیاتی میباشد، از حکیم سنایی غزنوی. این خود مینمایاند که سید نسبت به عارف بزرگ غزنه ارادت داشته است. علاوه بر معارف مذکور، رسالۀ دیگری را نیز تحت عنوان «تفسیر سورۀ فتح» به سید مذکور نسبت داده اند. این اثر از نگاه محتوا، همسان معار او گفته شده است(3) یعنی دارای نکات و اشارات زاهدانه و عارفانه میباشد.

ترمذی در سیر و سلوک، پیرو مکتب ملامتیه بوده؛ زیرا در معارف وی بدین موضوع اشاراتی هست. سید برهان الدین محقق ترمذی در قیصریه هنوز سالی را به پایان نبرده بود، که پیمانۀ حیاتش به سر رسید؛ یعنی در سال 638ق. پدرود حیات گفت و باحضور داشت شاگرد و مریدش(حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی) در همانجا دفن گردید. مولوی در ختم تکفین، تدفین و مراسم عزا داری، کتب و رسایل ترمذی را با خود به قونیه آورد و از آنها فراوان استفاده کرد.

 

مآخذ

1-           فریدون بن احمد سپهسالار، زندگینامۀ مولوی، مقدمه: سعید نفیسی، چاپ هفتم( تهران: چاپ انتشارات اقبال، 1385، ص 165 و پله پله تا ملاقات خدا، ص 46.

2-           فرانکلن دین لوئیس، مولانا، دیروز تا امروز، شرق تا غرب. ترجمه: حسن لاهوتی، چاپ دوم، نشر نامک، 1385،ص 139.

3-           دکتور ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران. جلد سوم، چاپ دوازدهم، (تهران: انتشارات فردوس، 1382)، ص 1172.

4-           دکتور شیرین بیانی، دمساز دو صد کیش، چاپ اول، انتشارات جامی، 1384، ص 45.

نوشته شده توسط سرمحقق محمد آصف گلزاد در |  لینک ثابت   •