سرمحقق محمد آصف گلزاد
زلالی خوانساری
مولانا حکیم زلالی خوانساری شاعر معروف اواخر سدۀ دهم و اوایل قرن یازدهم بوده و به دربار شاه عباسی سمت ملک الشعرایی یافت. وی در سرودن مثنوی، قصیده و غزل از شهرت فراوان برخوردار بود، (1) به ویژه مثنوی های هفتگانۀ وی که آنها را: هفت گنج، سبعۀ سیاره، سبعۀ زلالی، هفت آشوب و هفت سیاره هم گفته و عبارتست از: محمود و ایاز، شعلۀ دیدار، آذر و سمندر، میخانه، سلیمان نامه، ذره و خورشید و حسن گلو سوز(2) اما در این میان مثنوی « محمود و ایاز» او بیشتر از سایر مثنوی هایش بر سر زبانها قرار گرفت.(3)
زلالی این مثنوی های هفتگانۀ خویش را به تبعیت از شاعرانی چون امیر خسرو دهلوی، امیر علی شیر نوایی و به ویژه هفت اورنگ مولانا نور الدین عبدالرحمن جامی هروی سروده است.(4)
زلالی اشعار فراوان دارد. او را میتوان در این راستا سخنپرداز نو آور محسوب داشت، ترکیبات و اصطلاحات جدید ضمن کلامش فراوان بکار رفته، گویا موصوف در این راه مبالغه و اضافه روی نموده است.(5) در مورد سال وفات این شاعر نظریات مختلف ابراز شده، مگر 1025هـ .ق. دقیق تر مینماید.(6)
نمونۀ کلام
رفت پیشین گاهی از ویرانه یی
سوی بازار حلب دیوانه یی
گرم بازی گشته با دیوانه گی
داده برباد جنون فرزانه گی
خرقه چون گل پاره پاره در برش
مو پریشان همچو آتش بر سرش
در جگر سوزی دلش چون لاله بود
بند بندش همچو نی پر ناله بود
ناگهان دیوانه شورش در رسید
بر در دکان شیشه گر رسید
شیشه یی زان شیشه ها بر سنگ زد
در شکستن شیشه خوش آهنگ زد
چونکه زنگ شیشه در گوش آمدش
دل درون سینه در جوش آمدش
یک بیک بر سنگ میزد بی درنگ
کز دلش بردی صدای شیشه زنگ
شیشه گر را زان تماشا دل شکست
دور از آن دیوانه در کنجی نشست
تند گشت و بانگ بر دیوانه زد
مصلحت را آتش اندر خانه زد
این سخن دیوانه چون از وی شنید
بر جنون افسون معقولی دمید
گفت کای صاحب کرم معذور دار
از شکستن خاطرت را دور دار
کانچه کردم بی تأمل کرده ام
شیشه را هم دل تعقل کرده ام
در شکست دل چو آن دیوانه باش
بر سر هر شعله چون پروانه باش
چون زلالی قلب را درهم شکست
بت شکست و خود بجای بت نشست(7)
(مثنوی شعلۀ دیوار)
مآخذ:
1- تاریخ ادبیات دکتر صفا، جلد پنجم، حصۀ دوم، ص 967.
2- فرهنگ ادبیات فارسی دری: زهرا خانلری، ص 254.
3- د. م. آریانا. ص 4627.
4- تاریخ ادبیات صفا، ص 968.
5- همان اثر، ص 973.
6- همان کتاب، ص 967.
7- همان تاریخ ادبیات، ص ص 975-976.