درام
سرمحقق محمدآصف گلزاد
دِرام
نمايشنامه و داستاني که موضوع آن غم انگيز و شادي بخش باشد. (اصطلاح تآتر) لفظي که گاه بمعني تئاتر بطور کلي و گاه به معني جنبه هاي خاص هنر نمايش بکار ميرود. اصل يوناني اين کلمه ، «دراما» است به معني «کاري که ميشود» يا «عملي که روي ميدهد». و دريونان باستان ، مراد از اين کلمه کاري بود که بر روي صحنه نمايش در برابر چشم تماشاگران روي ميداد. از اينجاست که کلمه درام را در بيشتر موارد به معناي تئاتر يا نمايش بطور کلي (در هر کشوري يا در هر عصري )مي توان بکار برد و هر يک از اشکال و شاخه هاي گوناگون هنر نمايش را جزئي از مفهوم کلي درام بشمار آورد، في المثل در صحبت از تاريخ درام مراد نمايش بطور کلي است که تراژدي ، کمدي ، ملودرام ، تعزيه و تقليد و مسخره بازي را در برميگيرد و انواع هنر نمايشي از قبيل پانتوميم ، باله ، خيمه شب بازي ، اپرا، و حتي سينما را (تاآنجا که جنبه نمايشي و دراماتيک آنها مورد نظر باشد) شامل ميشود. در فرانسه قرن هيجدهم معني خاصي به مفهوم کلي درام افزوده شد و اين معني تا امروز اشکال گوناگوني يافته است ، به اين معني درام ، نوعي خاص ازدرام بمفهوم کلي است و اين نوع از آنجا ناشي شد که شکل منظوم و مصنوعي تراژديها و کمديهاي کلاسيک فرانسوي در قرن هيجدهم جاي خود را به نثر ساده و آزاد داده و مسائل عادي زندگي جايگزين موضوعهاي والا و بلند تراژديهاي کلاسيک شد و در نتيجه ، نمايشنامه هائي بوجود آمد که نه با اصول معمول تراژدي مطابقت داشت نه با قرارهاي مرسوم کمدي . کوشش در نماياندن شکل عادي زندگي سبب شد که نکات غم انگيز و خنده آور در کنار هم قرار گيرند. همين شيوه بود که بسط و ادامه يافت و به ايجاددرامهاي رئاليستي اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم (مانند نمايشنامه هاي ه' . ايبسن و آ. چخوف ) منجر گرديد. در اين درامها دوش بدوش نکات غم انگيز و خنده آور، مسائلي مطرح ميشد که نه غم انگيز بود نه خنده آور و ميزان خنده و گريه و مسائل معمولي و پست و بلند دراين درامها بيش و کم به نسبت وجود آنها در زندگي بود. در همين زمان بود که ج . ب . شاهنر، درام نويسي را در اين ميدانست که بتواند وضعي برانگيزد که تماشاگران خيال کنند که بر صحنه نمايش اتفاقات واقعي براي آدمهاي واقعي روي ميدهد. آنچه امروز درام نو ناميده ميشود نيز همچنان بر همين پايه است . اما آنچه بنام درام پيشرو از آن ناشي شده ، مانند ساير هنرهاي پيشرو به راههاي انفرادي رفته است . در درام پيشرو دنياهاي ذهني درام نويس و تجربه هاي جسمي و رواني و فکري او، واقعيات عيني را تحت الشعاع قرار داده اند. در كشور هاي مشرق زمين و از جمله سرزمين ما ، کلمه درام بمعناي نمايشنامه هاي هيجان انگيز وپرحادثه يا پر زد و خورد يا احياناً رمانتيک بمفهوم دور از واقعيت کلمه ميان مردم شيوع يافته است ، کلمه دقيق اروپائيان براي اين مفهوم ، ملودرام است. غالب تئاترشناسان بر اين عقيده اند که از لحاظ عامل اصلي هر درامي تعارض يا تضاد است ، با اين معني که تا تعارض ميان اميال يا اراده يا افکار يا عواطف شخصيتهاي نمايش وجود نداشته باشد، درامي بوجود نمي آيد. اين نظردر مورد غالب درامها صادق است ، اما شامل همه آنها نميشود; زيرا نمايشنامه هاي بسياري صرفاً براي توصيف شخصيت يک فرد واقعي يا خيالي يا تشريح بعضي از گوشه هاي اجتماع نوشته شده يا مراد از آنها (بخصوص در موردبسياري از نمايشنامه هاي يک پرده اي) بيان يک حال گذرنده بوده است ، بي آنکه تعارضي در آنها بچشم بيايد. اما نكتهء مهم و در خور توجه اينست كه در درام يك جريان جدي جلوه گر ميباشد، از اينرو بيان آن بايد استوار و رسا باشد.
مآخذ:
1- آريانا درايرة المعارف، جلد پنجم.
2- سايت انترنتي، به حوالهء دايرة المعارف فارسي.