بدیع
سرمحقق محمد آصف گلزاد
بدیع
بدیع در لغت به معنای تازه، نو ، نوآیین ، نو آفرین ، نوآفریننده و اما در اصطلاح ادبیات صفتی است كه عامل زیبایی كلام بوده و بر تاثیر آن می افزاید. اما باید حد اعتدال در كار برد آن ها باید مد نظر باشد، تا سخن مطبوع و خوشایند گردد. در صورت افراط ، ارزش كلام و بیان پایین می افتد.
فایدهء استمال صنایع بدیع در شعر و نثر علاوه براینكه اثر نیكو بر خیال انگیزی كلام می بخشد، افاده های ادبی را نیز از حد معمول و مبتذل فراتر میبرد. آرایش های بدیعی به دو بخش تقسیم میشوند: لفظی، كه زینت و زیبایی كلام وابسته به الفاظ باشدو معنوی كه حسن و زیبایی كلام مربوط به معنی بوده و شامل صنعت های ذیل میگردند: سجع واقسام آن، ترجیع ، جناس وگونه هایش، مراعات النظیر ، ایهام ، اغراق،ارسال المثل ، قلب ، المنات، توشیح ، تكرار، حسن تعلیل ، جمع،تفریق ، تقسیم و امثال اینها.
نخستین اثری كه در زمینهء علم بدیع نگاشته شد،هماناكتاب «البدیع» ابن معتز بود كه به سده سوم هجری تعلق میگیرد. بعد از وی ، نصر بن حسن مرغینانی در قرن پنجم كتابی در این مورد به زبان عربی نگاشت. سپس رشیدالدین وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر وشمس قیس رازی ، المجم فی معاییر اشعار العجم را در سدهء هفتم نوشتند. همین طور آثار دیگر نیز در زمینهء آرایش های بدیعی پدید آمد. در بدو امر مثال ها بیشتر عربی بود، تا آنكه با گذشت زمان نمونه های دری جاگزین عربی شدند.
آنچه تا اكنون از صناعات بدیعی نوشته شده، همه ارتباط میگیرند به ادبیات كلاسیك ما. مگر در باب حضور علم بدیع و شیوه های كاربرد آن ضمن ادبیات معاصر(شعر ونثر)اثری به میان نیامده است.
مآخذ:
1-دكتر كامل احمد نژاد ، فنون ادبی. چاپ چهارم ، انتشارات پایا،1382،ص ص 110-140
2-دكتر محمد فشاركی، نقد بدیع،چاپ اول، سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت) 1379،ص ص1-4
3-جلال الدین همایی، فنون بلاغت و صناعات ادبی، مؤسسهء نشر هما، ص ص 38-39
4-دكتر محمد معین، فرهنگ فارسی متوسط،جلد اول، چاپ نوزدهم، مؤسسهء انتشارات امیر كبیر،1381،ص448