سر محقق محمد آصف گلزاد
شقیق بلخی
ابو علی شقیق فرزند ابراهیم، کنیه اش ابو موسی و اهل بلخ بود. وی عارف بزرگ و از سخنپردازان قرن دوم هجری به شمار میرفت. بنابر پاره یی از موارد موصوف گویا نخستین کسی بود که در باب طریقت و باطن صحبت کرد.(1) شقیق در انواع علوم دست داشت و آثار متعدد نگاشت. نزد قاضی ابو یوسف فقه آموخت. استاد حاتم اصم بود و طریقت را نزد ابراهیم ادهم بلخی فرا گرفت.(2)
باری شقیق بلخی ضمن صحبت از ابراهیم ادهم پرسید:«ای ابراهیم چه میکنی در کار معاش؟» گفت: «اگر چیزی رسد شکر کنم و اگر نرسد صبر کنم.» شقیق گفت:«سگان بلخ هم این کنند که چون یابند مراعات کنندو دمبال جنبانند و اگر نیابند صبر کنند.» ابراهیم گفت: پس شما چگونه کنید؟ گفت:«اگر ما را چیزی رسد، ایثار کنیم و اگر نرسد، شکر کنیم.» ابراهیم برخاست و سر او بوسید و گفت: والله تو استادی.(3)
شقیق بلخی به سال 174 و یا 194هـ .ق. ضمن جنگ با ترکان در کولان یا واشجرد به قتل رسید. تربت او در منطقة ویشگرد(واشگرد) ماوراءالنهر قرار دارد. رباعی ذیل به وی نسبت داده شده است.
صوفی که به خرقه دوزیش بازاری است
گر بخیه به فقر میزند خوش کاری است
ور خواهش طبع، دست او جنباند
هر بخیه و رشته اش بت و زناری است(4)
مآخذ:
1- د.م. آریانا
2- دکتر جواد نور بخش، مردان صوفی. چاپ اول، انتشارات یلدا قلم، 1379،ص 20.
3- دکتر سید ضیاء الدین سجادی، مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف. چاپ دوازدهم، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاهها(سمت)، 1385، ص45.
4- مردان صوفی، ص 20.