سر محقق محمد آصف گلزاد

 

رفیق صادق

                                           

استاد رفیق صادق به سال 1309 خورشیدی در شهر کابل متولد گردید او یازده سال داشت که نسبت علاقۀ زیاد به هنر، جانب تیاتر رو آورد. مشوق و رهنمایش جهت نقش آفرینی ها، استاد رشید لطیفی بود. وی در این راستا گامهای بلندی برداشت و پله های شهرت و محبوبیت را یکی پی دیگر طی کرد. با آنکه موصوف، شخص آرام و کم حرف بود؛ اما در نبشته ها و نقش آفرینی هایش، گفتنی ها و استعداد عجیبی داشت.

رفیق صادق به زودی در تیاتر کشور جایگاه خود را یافت و مسیر خویش را تعیین کرد، بدین معنی که بیش از همه، رشتۀ طنز و کمیدی را برگزید. منظور صادق از این دو موضوع، نه تنها خندانیدن دیگران و ارضای ذوق و روان خودش بود؛ بلکه میخواست نیش ها و نوش هایش را به گونۀ هنرمندانه پیشکش جامعه نماید و روی ناهنجاریها ضربت وارد کند. بدین اساس وی را میتوان نویسنده و هنرمند ریالیست نامید.

رفیق صادق در سال 1333ش. بعد از سقوط مرستون تیاتر، پا به عرصۀ پوهنی ننداری گذاشت و با هنر نمایی در بسا از درامه های کمیدی و تراژدی توانست خوب درخشش نماید. وی با گشوده شدن تیاتر پشتو در چوکات پوهنی ننداری، مسؤولیت و کارگردانی بخش مذکور را به عهده گرفت و آنرا نیرو و تحرک بخشید. لذا نقش رفیق صادق را در رشد و انکشاف تیاتر پشتو باید برجسته دانست. موصوف در این زمینه هنرمندان زیادی را جلب و آنها را یاری نمود، که میتوان به گونۀ نمونه از این تمثیل کننده ها یاد نمود: سامعۀ مقصودی، فاطمه بارکزی، سایره اعظم، شیرین افغانی، صالحی، مراد، فضلی، خواجه صادق، محبوب رشیدی، عزیز زاده، رشید پایا و امثال ایشان.

با انحلال تیاتر پشتو، رفیق صادق در رادیو افغانستان به سمت مدیر درام و دیالوگ تقرر حاصل نمود و با پیشکش نمودن بهترین پارچه های درام توانست توجۀ مردم خویش را به داستانهای دنباله دار و درامه ها جلب نماید. اینها سبب شدند تا موصوف از سوی شنونده ها به عنوان هنرمند ورزیده و کمیدین محبوب و خارق العاده نامیده شود. وی گذشته از درامها و داستانهای دنباله دار، برنامه های دیگر را نیز جهت پخش از رادیو افغانستان تهیه، ترتیب و تنظیم میکرد، که میتوان از این ها یاد کرد: صفحه یی از تاریخ، راز هایی از دل باستان، کورنی ژوند، نوی ژوند، برنامۀ صحی، سواد، بازار هنر ، نمایش رادیویی، مجلۀ رادیویی، این شما و این هم رفیق صادق شما، صحبت یاران، درد دل هفته و دهها برنامۀ دیگر ذوقی، تفریحی، اجتماعی و انتقادی.

در پرتو کار ها و هنر آفرینی ها رفیق صادق، این افتخارات معنوی را نصیب خویش گردانید. در سال 1343ش. برای نخستین بار به عنوان هنر پیشۀ شایسته  و ممتاز برگزیده شد.  به سال 1344ش. به اخذ مدال مطلای هنر نایل آمد. در سال 1347 خورشیدی روزنامۀ انیس مجموعه نظردهی را که در باب هنرمند ممتاز جمع آوری نمود، رفیق صادق بیشترین نامه ها را به خود اختصاص داد. در سال 1352ش. از طرف مجلۀ مسلکی اطلاعات و فرهنگ وقت لقب استادی را نصیب شد. در همین سال باز هم ضمن نظر خواهی در باب هنر مندان بزرگ و ورزیده از سوی مجلۀ آواز، به عنوان  هنرمند شایسته انتخاب گردید.

در 1364 خورشیدی اتحادیۀ هنرمندان به خاطر نمایش نامه ها و دایرکت های مؤفقانۀ موصوف، دپلوم افتخاری اتحادیۀ هنرمندان را به وی اهداء نمود.

توأم با آغاز فعالیت های سینما در کشور، استاد رفیق صادق به سال 1349 خورشیدی، در اولین فلم افغانی تحت نام «روزگاران» نقش پدر را ایفا نمود. همچنان هنر نمایی استاد در فلم «اندرز مادر» نیز در خور تمجید و دقت میباشد. اینها خود سبب گردید تا نام وی در ردیف اولین هنر پیشه های سینمایی افغانستان ثبت اوراق روزگار شود.

با ایجاد تلویزیون در کشور، روزنۀ جدیدی از فرهنگ و هنر به روی مردم ما گشوده شد و جولانگاه بیشتری برای استاد رفیق صادق نیز مهیا گردید؛ چنانچه علاوه بر فعالیتهای رادیویی، برنامه ها و نمایشنامه های زیادی را برای تلویزیون وطنش که پدیدۀ نوپایی بود، نوشت و در معرض دید قرار داد و در اکثر آنها، استاد خود نقش عمده داشت. علاوه بر اینها، بسیاری از درامه ها و نمایشات دیدنی را، دایرکت نیز میکرد. وی از آغاز فعالیتهایش در این ارگان ها، تا سال 1365 ش. شش نمایشنامۀ بزرگ، پانزده نمایش یک پرده یی، سی اوپرا برای کودکان، بیش از دو صد رادیو درام و داستان کوتاه، داستانهای دنباله دار، برنامه های تفریحی برای رادیو و بیش از بیست نمایشنامۀ تلویزیونی تهیه کرد. خلاصه اینکه استاد رفیق صادق در بیشتر از چهارده هزار پارچۀ خرد و بزرگ رادیویی، ستیژ تیاتر و تلویزیون در داخل و خارج سهم فعال گرفت، که از کارکرد های چشمگیر او در این راستا به عنوان مثال اینها را باید نام گرفت:

مادر مادران، در پای درفش، پایان عشق، نیرنگ، ناجی، فزیوتراپی، خنجر، امتحان عجیب، راز خوشبختی، گالیله، گنهکاران بیگناه، شغل، طبیب اجباری، سلطان محمود غزنوی، سکندر کبیر، بازگشت ناگهانی، نقش رستم در شاهنامه، شوهر بدگمان، اسپ سفید، من بمیرم تو نمیری، قطرات خون، پیالۀ زهر، ازدواج اجباری، مفتش، مریض خیالی، کچری قروت، نغمۀ جاودان، گرسنه ها، بازگشت ناگهانی وغیره وغیره.

بدین ترتیب دیده میشود که استاد رفیق صادق حدود چهل سال عمر خود را وقت تیاتر، رادیو، سینما و تلویزیون کرد. اما در این میان وی را مریضی دوامدار شکر و تکلیف قلبی زجر میداد. تا آنکه به تاریخ 21 قوس سال 1365 خورشیدی در حالیکه آخرین رادیو درام خود را برای هموطنانش آماده میساخت، یکبار دیگر مورد حملۀ قلبی واقع شد، چنانچه دیگر مجالش نداد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

 

مآخذ:

1-     «یاد نامه در بیست سال نبود استاد رفیق صادق» بخش نخست، سایت انترنت.

2-     « مردی که خود میگریست و دیگران را میخنداند.» نگارش: فریبا صادق آتش، سایت انترنت.