خسته دل
سرمحقق محمد آصف گلزاد
خسته دل
ميرزا محمد شريف خسته دل، فرزند محمد كريم (1307 ـ 1349 ق.) در منطقهء شوربازار كابل ديده به جهان گشود. بعد از فراگيري سواد ابتدايي در مكاتب خانه گي، به موسيقي رو آورد و در انواع مختلف آن چون: رباب، طنبور، پيانو، طبله، سارنگ و دلربا مهارت خوب پيدا كرد. نسبت داشتن آواز بلند و گيرا ترانه هايش مورد پسند همه گان واقع شد. از اينرو در نواختن آلات مختلف موسيقي و آواز خواني صاحب شهرت و آوازه گرديد واشعار آهنگ هايش را خود ميسرود.
خسته دل در پي يافتن شهرت و محبوبيت، به دربار امير حبيب الله خان(1319 ـ 1337 ق.) راه پيدا كرد و مدت شش سال پيهم نوازنده و آواز خوان آن دربار بود. وقتي امير مذكور دريافت كه خسته دل علاوه برموسيقي و آواز خواني، شعر زيبا و سليس نيز ميسرايد؛ برايش دستور داد تا از نواختن و آهنگ خواندن دست كشيده، به كار هاي ديواني و نويسنده گي دربار بپردازد. بدينترتيب موصوف تا پايان عمر به حيث كارمند دولت باقيماند.
ميرزا محمد شريف خسته دل ، اديبي ظريف، خوش بيان، از دوستداران بيدل و مجلس آراء بود . كلامش روان، شيوا و مورد پسند بوده ، و به اشعار جديد از نگاه محتوا توجهء زياد داشت و به سرودن حمد و نعت علاقه مند بود. دستنويسي از اشعار وي كه حاوي غزل، مخمس، ترجيع بند، تركيب بند، يك مرثيه و حكايتي در پايان آمده ، باقيمانده، كه تا هنوز اقبال چاپ نيافته است.
نمونهء كلام:
مصور چون كشد تصوير حسن عالم آرايت
قيامت بگذرد تا بركشد حرفي ز بالايت
شبي سير معاني داشتم اندر بياض حسن
ورق برگشت ديدم مصرع زلف چليپايت
چه پرسي از گرفتاران حسن خود سرت گردم
در اين عالم سري فارغ نمي بينم ز سودايت
سراغ دل مپرس از من كه از عمري گرفتارم
به دام پيچ و تاب چين گيسوي سمنسايت
زحال لالهء خونين جگر غافل مباش اي دل
كه همچون خسته دل دارد به دل داغ سويدايت
مآخذ:
1-مولوي خال محمد خسته، معاصرين سخنور، چاپ دوم. انجمن نشراتي دانش، 1386،ص 294
2-دانشنامهء ادب فارسي، چاپ دوم، جلد سوم، ص ص364 ـ 365 .
3-پوهاند دكتور عبدالقيوم قويم، مروري بر ادبيات معاصر دري. مطبعهء فجر، 1385، ص 30.