سرمحقق محمد آصف گلزاد

خال محمد خسته

 

شاعر، نويسنده، حافظ قرآن، امام مسجد، دانشمند علم حديث، عالم جيد دين، آموزگار، تذكره نويس، سخن سنج، روزنامه نگار، مبارز و علمبردار عرصة آزادي و مشروطيت و بالاخره شخصيت شناخته شدة دورة معاصر كشور مرحوم خال محمد متخلص به «خسته» فرزند ملا رستم و نوة ملا عبدالرحيم به سال 1281 ش. در دهكدة دهباز و يا بنابر اظهارات عده يي« كنگرت» از توابع ختلان ماوراءالنهر (تاجكستان موجوده) ديده به جهان گشود. همچنان گفته شده كه وي در ناحية شورآباد ولايت كولاب متولد گرديده است؛ اما «دهباز» دقيق تر از همه ميباشد.

پدر خال محمد از مضافات ولايت پروان (شتل يا پنجشير) بود كه به ماوراءالنهر آواره شد و با دختري از آن ديار ازدواج كرد كه ثمرة اين ازدواج همانا خال محمد مذكور ميباشد. اين پسر دوساله بود كه مادرش در گذشت. خال محمد تحت تربيت پدر هنر خطاطي و ساير دانشهاي زمانش چون: صرف، نحو، تجويد، عقايد، فقة اسلامي و ادبيات (دري، عربي وتركي) را فرا گرفت و در اندك زمان به حفظ قرآنكريم نايل آمد.

خال محمد پنج سال داشت كه دودمانش به علتي نامعلوم از ختلان به شهر بخارا رفته و حدود پنجسال را در اين سرزمين سپري كردند. خال محمد از محضر دانشمندان بخارا استفادة زياد نمود. آغاز شاعري وي نيز به گمان اغلب مقارن همين ايام و يا كمي بعد تر بوده است.

خانوادة خال محمد حدود پنجسال بعد، بخارا را به قصد مزار شريف ترك نمودند. در اين موقع ملا رستم جهت اداي مراسم حج، عازم عربستان شد و خسته در منطقة سياه گرد مزار شريف به شغل دهقاني مصروف گرديد. بعد از دو سال، امامت مسجد بوينه قره را عهده دار شد.

خال محمد خسته حوالي سال 1302 ش. جهت فراگيري دانش بيشتر به هندوستان رفت. از علوم و فرهنگ آن سامان فراوان آموخت. نزد عبدالغني ياقوت رقم دهلوي، خطاطي را به كمال رسانيد و در سال 1315ش. با آموخته هاي فراوان و كسب افتخار لقب «مولوي» به كشورش برگشت و در مدرسة اسدية مزار شريف به حيث استاد مقرر شد. خسته مدت شش سال در اين وظيفه باقي ماند. سپس مدت يكسال در مكتب متوسطه علوم ديني را تدريس كرد. او چند گاهي را در مدرسة «خواجه خيران» به صفت معلم غير رسمي نيز وظيفه اجرا نمود.

خسته در سال 1320 ش. جهت اشتراك در مراسم جشن استقلال از مزار شريف به كابل آمد. وي هنگام اقامت خويش در پايتخت، با شعرا و اهل فرهنگ و ادب اينجا معرفت حاصل كرد. در برج حوت 1327 ش. وكيل دورة هفتم شوراي ملي از مزارشريف كانديد گرديد. خسته در پارلمان موضع مشخص داشت. برضد مفاسد اداري حكومت وقت قد علم نمود و در صف مخالفان حكومت قرار گرفت. اين صراحت بيان وي سبب گرديد تا از رفتن به مزار شريف محروم، حق كانديد شدنش از دورة هشتم شوراي ملي سلب شود و جالب اينكه در سن پنجاه ساله گي به خدمت عسكري جلب شد. خسته در پي اين محروميت ها، به حيث مامور فروشات در كتابفروشي ابن سينا وظيفه گرفت و اوايل سال 1335 ش. دكان كتابفروشي يي را در منطقة كاه فروشي كابل گشود. مولوي خسته در اواخر سال 1339 ش. جهت تصحيح اهتمام و چاپ كليات بيدل برگزيده شد و آنرا مؤفقانه به پايان رسانيد. در ميزان سال 1343ش. در زمرة وكلاي انتصابي شامل لويه جرگة نخستين قانون اساسي دوران مشروطيت افغانستان شد. از برج قوس 1344ش. امتياز نشر جريدة وحدت را حاصل نمود. جريدة مذكور بيش از بيست شماره به عمر خود ادامه داده نتوانست.

با تأسيس انجمن آريانا دايرة المعارف، از مولينا خسته دعوت به همكاري صورت گرفت. وي نيز در تهية مطالب جلد سوم آريانا دايرة المعارف سهم فعال گرفت. مولوي خال محمد خسته بعد از هفتاد ويك سال عمر به تاريخ 26 سنبله 1352ش. داعي اجل را لبيك گفته و در دامنة شهداي صالحين به خاك سپرده شد. از خسته چهار فرزند (دو پسر و دو دختر) بجا مانده است. مرحوم مولينا خال محمد خسته آثار فراوان در نظم و نثر سرود و نوشت كه به گفتة مرحوم حسين نايل« اگر همة اين كاركرد هاي او فراچنگ آيد و ضمن مجموعه يي تنظيم گردد ، در آن صورت دايرة المعارفي از آن به وجود خواهد آمد كه ارزشمند تواند بود و گرانبها» اما دريغا كه خسته خود در حفظ و حراست آثارش توجة چنداني نكرد. اين چند اثر محدود او تا حال چاپ گرديده: خمستان، رمز حيات، يادي از رفتگان، معاصرين سخنور، ضرب المثل ها و تذكرة خطاطان . بايد ياد آور شد كه معدودي از كاركردهاي مرحوم مولوي خال محمد خسته در شعب نسخ خطي اكادمي علوم افغانستان و آرشيف ملي در انتظار چاپ به سر ميبرند.

نمونة كلام:

قدرت ايجاد است طبعت در طلب كاهل مباش     نقد حالي هست نسيه بار مستقبل مباش

رشته يي در مجمع اضداد دارد اتحاد               غافل از كيفيت ميناي آب و گل مباش

گر زچشم ابر افتي در دل دريا نشين               تشنه كام بحر در آغوش چون ساحل مباش

از تهي دستي به روي خود در احسان مبند                    نكته يي گفتيم كم از بيد بي حاصل مباش

گر به ره افتاده يي آخر به جايي ميرسي                       گرم رو اي دل به فكر دوريء منزل مباش

ديده ام در عرض استغنا ظهور احتياج                         رفته يي از ديده، دور از آستان دل مباش

انجمن سازي به تنها كار صاحب دولت است     زينهار از مردم برهم زن محفل مباش

حق به حجت غالب است و طالب حق هم قوي    عرض اندامي كن و مرعوب از باطل مباش

اي خزان افسرده خسته در جهان بيدلي                         «از بهار عالم تحقيق خود غافل مباش»

مآخذ:

1- محمد حنيف حنيف بلخي، پرطاووس . به كوشش اسدالله حنيف، جلد اول ، چاپ دوم، 1381،ص 304

2- بيرنگ كوهدامني،« خسته تنديسي از دانش و وارسته گي انسان» مجلة عرفان: شمارة ششم، سال شصت و يكم، سنبله 1362، ص 103 .

3- خال محمد خسته، خمستان. چاپ دهلي، 1354

4- شيخ غلام مصحفي، عقد ثريا، اكادمي علوم افغانستان ، مطبعة دولتي، 1362 ، سرگفتار ، ص ج

5- خال محمد خسته، معاصرين سخنور. چاپ دوم ، انجمن نشراتي دانش، 1386، ص ح، ط .