سرمحقق محمد آصف گلزاد

صفی سبزواری

 

فخرالدین علی پسر کمال الدین  حسین واعظ کاشفی سبزواری متخلص به «صفی» در سال 867ق. تولد شد. تخلص «صفی» را گویا مولینا جامی هروی به وی داد. آنگاهی که پسر یکسالۀ جامی (صفی الدین محمد) فوت نمود، این شاگرد و همراه خویش را «صفی» نامید. وی دانشمند علوم دینی، عارف، نویسنده و شاعر معروف هرات بود که در ایام زوال تیموریان میزیست. عده یی موصوف را خواهر زادۀ مولانا جامی هروی گفته اند؛ اما این سخن قابل پذیرش نیست. صفی تعلمیات اولیۀ خویش را نزد پدرش ـ که نویسنده ، شاعر و دانشمند معروف بود ـ فرا گرفت. همچنان از علمای بزرگ منطقه مانند مولینا جامی، عبدالغفور لاری و امثال ایشان فراوان استفاده کرد و در بسا از علوم تسلط یافت.

صفی سبزواری در جوانی به تصوف و عرفان رو آورد و به طریقۀ نقشبندیه گروید. از همین جهت در سال 889 ق. جهت دیدار و فیض بردن از محضر خواجه عبیدالله احرار، یکی از مشایخ بزرگ طریقۀ نقشبندیه از هرات به سمرقند رفت و مدت چهارماه نزد آن شیخ تربیت شد و ارشاد گردید. سپس دوباره جانب هرات برگشت. بار دوم در سال 893ق. عزم دیدار عبیدالله احرار نمود و هرات را به قصد سمرقند ترک گفت و مدت هفت ماه نزد شیخ مذکور به سر برده، باز به هرات آمد. در سال 904ق. با دختر خواجه محمد اکبر مشهور به خواجه کلان، پسر بزرگ شیخ سعدالدین کاشغری، که از جملۀ اصحاب عبید الله احرار بود ـ عقد نکاح بست در حالیکه دختر دیگر همین خواجه کلام، قبل از وی به همسری حضرت مولانا جامی هروی در آمده بود.

فخرالدین علی بعد از کسب دانش و بینش متداول زمانش بدان درجه رسید که جاگزین پدرش (ملا حسین واعظ کاشفی) شد و مجالس وعظ بر پا نموده، فراز منبر خطابه ها ایراد میکرد. مگر این حالت زیاد دوام نکرده؛ چنانچه با حملۀ عبیدالله خان اوزبک به هرات (938-939 ق.) وی جانب غرجستان متواری شد. شاه محمد سلطان، فرمانروای آن دیار از موصوف به گرمی استقبال نمود. صفی سبزواری نیز جهت تلافی نوازشهای او، قصیده یی در ستایشش ساخت. چون در همین سال شاه طهماسب، غرجستان را تصرف نمود؛ وی دوباره روانۀ هرات شد. اما قبل از رسیدن به شهر اصلی خویش در گذشت(939 ق.).

جنازۀ این مرد دانشمند و ادیب را به مرکز شهر برده و به خاک سپاریدند. از صفی سبزواری آثار ذیل باقی مانده است:

1-رشحات عین الحیات(909 ق.): که در ذکر مشایخ نقشبندیه از جمله مولانا جامی بوده و دارای نثر ساده و روان میباشد.

2-لطایف الطوایف: حاوی قصص و حکایات مختلف از طبقات گوناگون میباشد. این اثر نیز دارای نثر ساده، روان و شیرین است، که آنرا در سال 939ق. به نام شاه محمد سلطان، فرمانروای غرجستان نوشت. این کتاب دارای چهار باب و هر باب در چند فصل تدوین گردیده است.

3-کشف الاسرار: در علم سحر و جادو و طلسم و همچنان نجات که تلخیص و تهذیبی است از کتاب «اسرار قاسمی» نوشته پدر موصوف یعنی حسین واعظ کاشفی.

4-حرز الامان من فتن الزمان: پیرامون علم اسرار حروف و خواص و منافع آیات قرآن کریم نگارش یافته است.

5-مخارج حروف: رسالۀ کوچکی بوه و در بیان مخارج حروف و چگونه گی ادای حروف نوشته شده است.

6-انیس العارفین: در پند، اندرز و تفسیر بعضی آیات مبارک همراه با داستانها و حکایاتی که صفی آنها را در اواخر عمر نوشته است.

7-منظومۀ محمود و ایاز: این مجموعه بر وزن لیلی و مجنون گنجوی بوده، که در سال 902 ق. سروده شده و در برگیرندۀ 2560 بیت میباشد.

 

مآخذ:

1- دکتر ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد چهارم ، ص ص 534-536 .

2- دانشنامۀ ادب فارسی، به سرپرستی حسن انوشه، جلد سوم ص ص 609-620.

این مآخذ که باید دیده شود و صحت و سقم آن دریافت گردد.