سر محقق محمد آصف گلزاد

 

رومانتیسم

 

مکتب رومانتیسم زادۀ تحول سیاسی، اجتماعی و روحی اروپا، به ویژه فرانسه میباشد، که بر هنر و ادبیات حاکمیت پیدا کرده و در قطب مخالف کلاسیسم قرار گرفت، یعنی همه قواعد مکتب کلاسیسم را درهم شکسته و خواهان آزادی در هنر و ادبیات شد.  اصطلاح رومانتیک از سدۀ هفدۀ میلادی در انگلستان پیرامون تعبیرات شاعرانه به کار میرفت و از سال 1676م. وارد فرانسه شده، مدت زیادی مترادف بود با خیال انگیزی و افسانه وی.(1) اگر چه رومانتیسم فرانسه با اثر پذیری و رنگ گیری رومانتیسم انگلستان و آلمان به وجود آمد؛ اما به مرور زمان در این کشور چنان متشکل و پر سر و صدا شد، که در اواخر دورۀ مکتب مذکور، ادبیات انگلستان و آلمان را تحت نفوذ خود قرار داد.

رومانتیسم مکتب پیچیده و آشفته، پیروان آن بیشتر پابند احساس و خیالپردازی بودند، که اصولش نا مفهوم و اغلب متضاد میباشد؛ چنانچه یکی از پیشوایان این مکتب گفته است که ادبیات رومانتیک عبارت از «جمع رخداد و آموزش انواع مختلف ادبی است.»(2) پس میتوان گفت که صفت اساسی مکتب رومانتیک عبارت از برتری دادن احساس و تخیل بر استدلال و تعقل میباشد. طرفداران این مکتب با طرز بینش ویژۀ خود، در حقیقت زبان را طراوت بخشیدند و به شعر رنگ تازه دادند.(3)

مکتب رومانتیسم برنامه های خاصی داشت، که در پرتو آن مسیر خویش را می پیمود. این دستور العمل ها عبارت بودند از: آزادی، شخصیت، هیجان و احساسات، گریز و سیاحت، کشف و شهود و بالاخره افسون سخن(4). رومانتیسم تا سال 1850م. بر ادبیات اروپا حاکمیت داشت.(5)

 

مآخذ:

1-     رضا سید حسینی، مکتب های ادبی، چاپ دوم، انتشارات نیل، 1337، ص 72.

2-     همان کتاب، 74.

3-     د. م. آریانا، ص 555.

4-     مکتب های ادبی، صص 76-80.

5-     همان اثر، ص 73.